بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

211

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

و در هر هفته حقنهاى متوسط مكرر كردن نافع بود و در هر ماه حب چنبال خوردن مفيد باشد و چون اين مرض مزمن‌ست در علاج هيچ تعجيل نبايد كردن و جهت تقويت گوشتهاى گرم لطيف چون كبوتربچه و گنجشك و اشباه آن بايد دادن و دارچينى و زنجبيل و زعفران در همه طعامها داخل بايد ساخت و چيزهاى نفاخ و ميوها و سرديها و ترشيها و هرچه باعصاب و اوتار مضر باشد و يا خون‌فزا بود چون خمر دور بايد داشتن و گل انگبين هر روز بايد دادن و جدوار اندر جلاب و ماء العسل گرم كرده سوده هم نافع آيد و از سرما و آب سرد خوردن و ريختن پرهيز كردن بايد و پيوسته مويها بايد پوشيدن همچنين تا هنگامى كه اندك تفاوتى بخير دريابند انگاه در طريقى كه نافع آيد مبالغه و مداومت نمودن و چون فصد را مانع باشد بحجامت و ارعاف و شرط اذن و غيره خون كم كنند و بگرسنگى كشيدن و اگر اينها را نيز مانعى باشد همين دستورها را مرعى دارند و آنچه از غضب و حركت عنيف و هم عظيم افتد علاج آن هم بدين نوع كنند و اگر ماده سودا غليظ يا غالب شود و در خون هم غلبه نبيند به احتياط تمام اول فصد باسليق بادواج آن جانب كنند بعده همين تدبيرات مذكوره به كار مىدارند و از چيزهاى خشكىفزا و مولد سودا حذر مىكنند و اگر در خون غلبه نبيند بمسهل سودا چون حب سنگ سليمانى و اشباه آن بعد نضج و قرار ماده تنقيه مىكنند هر ماه دو سه نوبت و بعد تنقيه سائر تدبيرات را به محل لائق ملازمت مىنمايند و بعضى قرار مادهء اين علت را مطلقا بعد هفدهم تعين كرده‌اند و بعض بعد سه هفته و بعضى بعد چهل روز تمام و درين فالج سوداوى اكثر از علاج ماليخوليا مناسب بود و قى كردن به تيزاب نرم كرده مدبر بر آنجا بيشتر منفعت دهد جهت دفع شدن سودا و اين صنف فالج از انتقال ماليخوليا بسيار افتد و علاج پذيرد و آنچه از غلظت سودا افتد علاج آن صعب‌تر بود از آنچه از غلبگى سودا افتد و اگر از ماده بلغم غالب باشد فى الحال كه حذر غالب و سستى دريابند تخم ترب و بيخ خربزه كوفته در ماء العسل گرم بدهند و قى فرمايند بمبالغه و بعده تا چهار روز اگر ممكن باشد با غذا هيچ تدبير نه‌دهند و الا بر ماء العسل نيمگرم اقتصار كنند و از آب خوردن هرچند ممكن گردد در ايام اين مرض منع كنند مگر وقتىكه مسهل قوى خواهند داد كه آن هنگام پيش از ان آب دهند و اگر بر تشنگى صبر نباشد ماء العسل دهند و غذا هم كم آب و گرم و با ابزار نيكو دهند مثل مطبخنه كبوتر كه ترشى نداشته باشد و زعفران و دارچينى و فلفل و مصطگى و كبابه و مشك اندر ان باشد و گوشت حيوانات